«صدای خاموش دانشگاه فرهنگیان؛ وقتی تحول فقط در کاغذ میماند»
در فاصله کمتر از دو سال از انتصاب رئیس فعلی دانشگاه فرهنگیان، مجموعهای از سخنان، وعدهها و برنامههای به ظاهر پُرجلوه مطرح شدهاند که در عمل هیچکدام به نمایش عملی و اثرگذار نرسیدهاند.
از «۱۵ برنامه تحولی مبتنی بر بیانات رهبری» تا «طرح جذب استعدادهای برتر و نخبگان»، همه در حد تیتر باقی ماندهاند؛ نه شاخص دارند، نه مسیر اجرا، نه پاسخگویی در قبال نتیجه.
در پشت این عباراتِ بزرگ، خُردترین پرسشهای معلمان آینده بیپاسخ مانده است:
تکلیف خوابگاههای فرسوده چه شد؟ کتابهای درسی وعدهدادهشده کجا چاپ شدند؟ آییننامه ارتقای اعضای هیئت علمی چرا هنوز بازنویسی نشده است؟ در حالیکه صف هزاران داوطلب دکتر معلم در برابر فراخوانی مبهم و کمظرفیت قرار گرفتهاند، آمار کمبود هیئت علمی هر روز افزایش مییابد. این یعنی دانشگاهی که باید «تولیدکننده معلم متعهد» باشد، خود درگیر بحران بیمعلمی شده است.
از همه تلختر، فضای گفتوگوی مدیریتی این مرکز تربیتی است.
آنجا که رئیس دانشگاه ـ در بحبوحه اعتراض دانشجویان ـ بهجای اقناع و شنیدن، واکنشهایی غیرتربیتی نشان میدهد. حتی اگر این واکنش در هیاهوی رسانهای اغراق شده باشد، نفسِ بیصبری و گسستی که میان مدیریت و بدنهی دانشجو معلم احساس میشود، زنگ خطری است برای آینده سرمایه انسانی وزارت آموزش و پرورش.
دانشگاه فرهنگیان، شاهکلید اصلاح آموزش کشور است؛
اما به نظر میرسد قفل این کلید در دست مدیری قرار گرفته که بیشتر دغدغهی «تصویر خود در رسانه» را دارد تا «تحقق مأموریت بنیادین تربیت». وعدههای بدون پشتوانه، آمارهای تزئینی، و سخنان کلی دربارهی تحول، هیچ دردی را از نظام تعلیم و تربیت دوا نمیکند.
اکنون زمان آن رسیده است که متولیان اصلی آموزش و پرورش، نهادهای نظارتی و قانونگذاری، با نگاهی جدی و مسئولانه به وضعیت واقعی این دانشگاه بنگرند. دغدغهمندان این حوزه انتظار دارند که پیش از آنکه بحران بیکیفیتیِ تربیت معلم به بحران آموزش عمومی کشور تبدیل شود، صدای اصلاح از درون شنیده شود.
تحول، با شعار و مصاحبه آغاز نمیشود؛
با ایمان به کار علمی، احترام به جامعهی دانشگاهی، و مدیریت پاسخگو آغاز میشود. دانشگاه فرهنگیان، اگر همچنان در سایهی وعده و شعار باقی بماند، نه تحول میآفریند و نه معلمِ تمدنساز تربیت میکند؛ فقط نامی از «دانشگاهِ فرهنگیان» بر پیشانی دستگاه تعلیم و تربیت باقی خواهد ماند، بیروح و بیاثر.
حقیقت تلخی که دقیق بیان شده است