خیابان و میدان؛ مفاهیمی ژئوپولیتیکی
با شکلگیری حکومتهای مدرن و اهمیت یافتن شهرها، نقش شهرنشینان در اداره حکومتهای محلی و ملی بیشتر شد. در چنین شرایطی شهر صرفا یک سطح تحلیل محل سکونت یا جغرافیایی تلقی نمیشود بلکه به امری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تبدیل گردید. به نحوی که شهرنشینان با حضور در خیابانها و میدانها در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود به ایفای نقش میپردازند. به موازات اهمیت یافتن نقش شهرنشینان، نقش خیابانها و میادین نیز به عنوان بستری برای نقشآفرینی سیاسی و ژئوپولیتیکی بیشتر گردید.
خیابان و میدان هر چند مفاهیمی جغرافیایی هستند، اما وقتی بار سیاسی پیدا میکنند دارای قدرت میشوند و به مفاهیمی جغرافیایی- سیاسی و ژئوپولیتیکی تبدیل میشوند. زیرا این مکانها به تولید و اعمال قدرت میپردازند. در نتیجه به عنوان موضوعاتی مورد مطالعه در جغرافیای سیاسی شهر، جامعهشناسی شهر و علوم سیاسی تبدیل میشوند. در چنین وضعیتی خیابان و میدان مفاهیمی صرفا انتزاعی و جغرافیایی تلقی نمیشوند بلکه از حالت عادی خارج شده و از نظر سیاسی بار معنایی، نمادین و گفتمانی پیدا میکنند. در این نگاه خیابانها و میادین اصلی جایگاه ویژهای پیدا میکنند.
در قرن اخیر ما شاهد نقش آفرینی سیاسی گستردهای در بسیاری از خیابانها و میادین در سطح جهان بودهایم. بسیاری از انقلابها در برخی از کشورهای جهان، در خیابانها و میدانهای اصلی شهر شکل گرفتهاند و حتی نام بسیاری از خیابانها و میدانها برگرفته از عناوین سیاسی، نمادین و گفتمانی انقلابها میباشند. نگاهی به نامگذاری خیابانها و میدانهای اصلی پایتختها و شهرهای بزرگ حکایت از این موضوع دارد.
انقلاب ایرانیان به عنوان یک انقلاب مردمی با حضور مردم در خیابانها و میادین صورت گرفته است و شاید مهمترین وجه ساختاری آن تا به حال تداوم حضور مردم در خیابان میباشد. امری که بعد از سالها هنوز جاری و ساری میباشد و این مساله به یکی از ارکان هویتی آن تبدیل شده است. به نحوی که دشمنان تلاش میکنند که به صورت فیزیکی یا هویتی این رکن را با چالش مواجه نمایند.
در چند دهه اخیر قدرتهای بزرگ برای ضربه زدن به کشورهای که ماهیت انقلابی و ضد استعماری دارند با تمرکز بر موضوعات مختلف از قبیل انقلابهای رنگی به تقویت و تحریک دوستان خود برای تصرف خیابانها و میادین و حاکمیت بر آنها را داشتهاند و حاکمیت بر خیابان را راهی برای ایجاد انقلاب و از بین بردن حکومتهای معارض خود تلقی مینمایند. به عبارتی این کشورها از خیابانها به عنوان ابزارهای ژئوپولیتیکی بهره گرفتهاند تا مخالفان خود را حذف یا وادار به انفعال نمایند. انقلاب مردم ایران نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد.
این روزها با شروع جنگ تحمیلی سوم حضور مردم در خیابانها صرفا امری جامعهشناختی (زمینه انسجام اجتماعی و پر کردن شکافهای دولت -ملت، تقویت هویت ملی، جامعهپذیری کودکان و انتقال ارزشها)، امری هنری (ارائه سرودهای حماسی و مذهبی)، امری تاریخی (تاکید بر اسطورهها و قهرمانان)، امری روانشناختی (ابراز همدلی، همدردی، افزایش تابآوری)، امری سیاسی (قوامبخش حاکمیت) و امری امنیتی (پاسداری از سرمایههای فیزیکی و انسانی در شهرها) محسوب نمیشوند. بلکه در مجموع امری ژئوپولیتیکی هستند. زیرا تمام موارد فوق موجد تولید قدرتند.
این روزها با شروع جنگ تحمیلی سوم خیابانها و میادین فراتر از یک دانشگاه یا مدرسه به ایفای نقش میپردازند. کلاس درسی که مخاطب آن صرفا کودکان، نوجوانان، جوانان یا بزرگسالان تلقی نمیشوند، بلکه مخاطب آن طیف وسیعی از توده مردم تلقی میشوند که به صورت رسمی و پنهان تحتتاثیر آموزش قرار میگیرند. آموزشی که حیطه عاطفی آن همپا و یا حتی فراتر از حیطه شناختی آن موثر میباشد. بهعبارتی حضور در خیابان و فضای خیابان به طرز چشمگیری فضای عمومی را تحتتاثیر قرار میدهد. امری که نشان میدهد در اختیار داشتن فضای عمومی جامعه رابطه معناداری با حاکمیت سیاسی کشور دارد.