پرونده نبرد پیش رو: از جهان نمادین به جهان واقعیت
این برخورد یا به نابودی ما منجر می شود یا باعث بیداری می گردد. جایی که توهمات فرو میریزد و واقعیت، ضعفها را نمایان میسازد؛ بهترین فرصت برای اصلاح است.
برای گذر از شکستها و رسیدن به پیروزی، نخستین شرط، پذیرفتن شکست است. ما تا شکست را نپذیریم به کاستیها و ضعفهای خود پی نخواهیم برد. قدم اول در حل بحران، پذیرش بحران است. این پذیرش، نه تسلیم، بلکه شجاعتی است برای روبهرو شدن با خود. این درست است که نباید در تریبونهای تبلیغاتی به ضعفهای خود اعتراف کنیم اما اصل واقعیت و آسیبهای فراوانی که متحمل شدهایم را که نباید پیروزی جا بزنیم.
ما در جنگ دوازدهروزه از طریق نفوذ، و عقبماندگی تکنولوژیک ضربه خوردیم.
آسیب از طریق نفوذ تا حدودی به ضعف فناوری برمیگردد و بخشی از آن نیز به ناکارآمدی نهادهای امنیتی مرتبط است. نظام تصمیمگیری در این حوزه، دچار خطا در اولویتبندی شد که کار به اینجا کشید.
وقتی یک نهاد در بعد شناختی و دشمنشناسی به جای دشمن خارجی، دانشجو، کارگر، معلم، روزنامهنگار یا دختران ایران زمین را دشمن میپندارد، از دشمن اصلی و خارجی عقب افتاده و دور میخورد.
این خطای شناختی سبب می شود که توان و انرژی و امکانات مملکت و نیروها به جای مقابله با تهدید واقعی، صرف داخل شود.
این جنگ، آینهای بود برای بازنگری. باید از جهان نمادین به جهان امن واقعیت قدم بگذاریم تا غافلگیر نشویم و شکست نخوریم.
جهان نمادین، با شعارها و نمادهای پرطمطراق، آرامش موقت میدهد اما پایدار نیست. جهان واقعیت، با معادلات سخت و آمارهای تلخ، راه نجات را نشان میدهد. پذیرش شکست، نه پایان، بلکه آغاز بازسازی است: سرمایهگذاری بر فناوری، اصلاح نهادهای امنیتی، و دشمنشناسی واقعی. دانشجو، کارگر، معلم و روزنامهنگار، نه دشمن، بلکه ستونهای جامعهاند؛ آنها که با آگاهیشان، دیوار نفوذ را میشکنند.