چله مقاومت و سحرگاه حقیقت: میز مذاکره یا میدان فریب؟
غبار چهل روز نبرد بیامان فرو مینشیند و از پسِ دود و آتشِ تجاوز، تصویر روشن یک حقیقت انکارناپذیر رخ مینماید: اراده پولادین یک ملت، بزرگترین ارتش جهان را به استیصال کشانده است. اکنون که زوزههای جنگطلبانه دشمن در میدان رزم به نالههای نیاز به آتشبس بدل گشته و ماشین جنگی متجاوز در باتلاق مقاومت زمینگیر شده است، زمزمههای فریبنده «مذاکره» از اردوگاه خصم به گوش میرسد. دور اول گفتگوها در اسلامآباد، آنچنان که انتظار میرفت، به صحنه تکرار مواضع خصمانه و زیادهخواهیهایی بدل شد که اساساً دلیل شعلهور شدن این جنگ بود و طبیعتاً بینتیجه پایان یافت.
حال، دعوت مجدد به میز مذاکره، نه نشانه صلحطلبی، که زنگ خطری است که باید هوشیارانه آن را شنید. این دعوت، بیش از آنکه طلیعه صلح باشد، میتواند پوششی برای یک فریب بزرگ راهبردی باشد. دشمنی که در کارزار نظامی به اهداف خود نرسیده است، اکنون دو مسیر شیطانی را به صورت همزمان دنبال میکند:
۱. خرید زمان برای تجدید قوا: مذاکرات فرسایشی، بهترین فرصت برای دشمن است تا ضمن بازسازی توان نظامی آسیبدیده خود و جابجایی نیروها، برای حملات ضربتی و به مراتب سهمگینتر آماده شود. میز مذاکره در این سناریو، صرفاً اتاق انتظاری برای آغاز موج جدیدی از ویرانی است.
۲. مذاکره زیر شبح تهدید: دشمن ممکن است به دنبال آن باشد که همزمان با گفتگوهای دیپلماتیک، با تهدید به استفاده از گزینههای نامتعارف و حملات هستهای، ایران را در یک تنگنای روانی قرار داده و با اهرم وحشت، وادار به پذیرش شروطی کند که در میدان نبرد قادر به تحمیل آن نبوده است. این یک باجخواهی آشکار با نقاب دیپلماسی است.
ملت ایران و نیروهای مسلح قهرمان آن، با چهل روز ایستادگی جانانه، حجت را بر همگان تمام کردهاند. خونهای پاکی که بر خاک این سرزمین ریخته شده، بهای گزافی است که برای استقلال و عزت پرداخت شده و هرگز با نشستن بر سر میزی که یک سوی آن «تسلیم» و سوی دیگر آن «فریب» است، معامله نخواهد شد.
هیئت ایرانی دلیلی برای حضور در دور دوم مذاکرات ندارد. تمام اصول، مبانی، خطوط قرمز و شرایط ایران برای یک صلح عادلانه و پایدار، به وضوح و با قاطعیت در دور اول مذاکرات اسلامآباد تشریح شده است. توپ اکنون در زمین طرف مقابل است. تکرار مکررات و ورود به یک چرخه دیپلماتیک بیانتها، چیزی جز فرسایش دستاورد میدانی و توهین به حماسه مقاومت نیست.
اکنون زمان چانهزنی بر سر اصول نیست؛ زمان تصمیمگیری دشمن است. یا شرایط برحق ایران را میپذیرند یا باید خود را برای ادامه نبردی آماده کنند که هزینههای آن برایشان به مراتب ویرانگرتر از چهل روز گذشته خواهد بود. مقاومت، منطق ماست و پیروزی، سرنوشت محتوم این راه است.
راهبردهای پیشنهادی:
در شرایط فعلی، اتخاذ راهبردهای زیر برای مدیریت صحنه نبرد سیاسی و نظامی ضروری به نظر میرسد:
۱. تهاجم دیپلماتیک و رسانهای شفاف: به جای ردِّ صِرف مذاکره، باید به صورت رسمی و در سطح بینالمللی اعلام شود که ایران تنها و تنها در صورتی در مذاکرات آتی شرکت خواهد کرد که طرف مقابل «رسماً و علناً» کلیات و خطوط قرمز ایران (شامل خروج کامل نیروهای متجاوز از منطقه، پرداخت غرامت جنگی، آتش بس در تمام جبهه مقاومت ،و تضمین عدم تکرار خصومت) را پذیرفته و اعلام کند که دستور کار جلسه بعدی، «صرفاً تنظیم سازوکار اجرایی و امضای توافق نهایی» خواهد بود، نه مذاکره مجدد بر سر اصول.
۲. حفظ آمادگی حداکثری در میدان: نیروهای مسلح باید ضمن حفظ آرایش تهاجمی و دفاعی، بالاترین سطح از آمادهباش را در تمام یگانها حفظ کنند. هرگونه وقفه در مذاکرات باید به مثابه فرصتی برای بازسازی، تقویت مواضع و آمادگی برای دفع حملات احتمالی شدیدتر دشمن تلقی شود. نباید حتی برای یک لحظه فریب آتشبس اعلامنشده را خورد.
۳. افزایش تابآوری ملی و تقویت جبهه داخلی: دولت و رسانهها باید با تبیین صادقانه شرایط برای مردم، روایت حماسی مقاومت چهل روزه و دستاوردهای آن را به عامل وحدت و انسجام ملی بدل کنند. تمرکز بر مدیریت اقتصادی دوران جنگ و تضمین تأمین نیازهای اساسی مردم، پاشنه آشیل راهبرد فشار دشمن را از کار خواهد انداخت.
۴. فعالسازی ظرفیتهای بینالمللی: باید با کشورهای مستقل و دوست و همچنین سازمانهای بینالمللی ارتباط برقرار کرده و ضمن تشریح موضع برحق ایران، نیات فریبکارانه آمریکا برای سوءاستفاده از فرآیند مذاکره را افشا نمود. این اقدام، فشار بینالمللی را بر متجاوز افزایش داده و مشروعیت اقدامات احتمالی بعدی او را تضعیف میکند.
حجت در میدان تمام شده است. میز مذاکره، محکمهی تظلمخواهی نیست؛ جایگاه امضای سندی است که جوهر آن با خون سلحشوران ما بر خاکریزها نوشته شده است. دشمن یک انتخاب بیشتر ندارد: یا پذیرش بیقید و شرط صلح عادلانه بر مبنای شرایط ایران، یا چشیدن طعم شکستی به مراتب تلختر از چهل روز گذشته. شمشیرها همچنان از نیام بیرون است.
۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (۲۶ شوال ۱۴۴۷؛ ۱۴ آوریل ۲۰۲۶)