افق سوم افق سوم
افق سوم افق سوم

افق سوم

  • صفحه نخست
  • نکته نوشت
  • پرونده ویژه
  • نگاه کارشناسان
  • اقتصاد
  • دفاعی و امنیتی

افق سوم رسانه آگاهی و پیشرفت

۸ مهر ۱۴۰۵
  • صفحه نخست
  • اقتصاد
  • بین الملل
  • دفاعی و امنیتی
  • سیاست
  • فرهنگ
  • صوت و تصویر
یادداشت؛

معمای هرمز: بازخوانی قدرت در عصر جنگ‌های نامتقارن

فضای پس از مذاکرات اسلام‌آباد، بیش از آنکه نشانه پایان تنش باشد، بیانگر ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت راهبردی در منطقه است. در این مرحله، تقابل از قالب مذاکره و فشار سنتی عبور کرده و به موازنه‌ای شکننده میان ابزارهای نامتقارن، قدرت ژئوپلیتیک و تهدید زیرساختی تبدیل شده است. اکنون معادله اصلی، نه صرفاً قدرت نظامی، بلکه توان تغییر قواعد بازی و تحمیل هزینه به طرف مقابل است.
کد خبر :35667 اردیبهشت 8, 1405
چاپ
11 بازدیدها
0 نظر

فضای سنگین و خاموش پس از مذاکرات اسلام‌آباد، نه نقطه‌ی پایان، که سرآغاز فصلی نوین و به مراتب پیچیده‌تر در صفحه‌ی شطرنج ژئوپلیتیک منطقه است. آنچه فروپاشید، صرفاً یک گفتگوی دیپلماتیک نبود؛ بلکه پارادایم «فشار در برابر مذاکره» بود که اکنون جای خود را به یک موازنه‌ی وحشت در آستانه‌ی درگیری داده است.

در این معادله‌ی جدید، هر یک از طرفین بر اساس منطق و مزیت‌های راهبردی خود عمل می‌کند. جبهه‌ی غربی-عبری، با تکیه بر برتری تکنولوژیک، استراتژی «ضربه و انکار» را دنبال می‌کند؛ حملاتی دقیق و جراحی‌گونه به زیرساخت‌ها که با هدف فرسایش تدریجی توان ملی و ایجاد خستگی راهبردی در ایران طراحی شده است. این رویکرد، در ذات خود، یک قمار بر سر «آستانه‌ی تحمل» است و فرض را بر این می‌گذارد که انباشت خسارت، در نهایت ایران را به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، به جای ورود به یک بازی پرهزینه و متقارن در زمین تعریف‌شده توسط دشمن، کارت نامتقارن و تعیین‌کننده‌ی خود را به میدان آورده است: ژئوپلیتیک.

کنترل بر تنگه‌ی هرمز، صرفاً یک اهرم فشار نظامی یا اقتصادی نیست؛ بلکه تجلی قدرت ساختاری ایران در تغییر دادن منطق کل بازی است. ایران با در دست داشتن این شاهرگ حیاتی انرژی، قادر است یک بحران ملی را به یک بحران سیستمیک و جهانی تبدیل کند. این توانمندی، ضربات تاکتیکی دشمن را در سطح راهبردی خنثی می‌سازد، چرا که هزینه‌ی هرگونه تشدید تنش را از سطح منطقه‌ای به سطح بین‌المللی سرریز می‌کند.

بنابراین، ما با دو فلسفه‌ی متفاوت از قدرت روبرو هستیم: قدرت مبتنی بر «تکنولوژی تخریب» در برابر قدرت مبتنی بر «جغرافیای کنترل». تا زمانی که طرف مقابل به این درک نرسد که مزیت تکنولوژیکش در برابر عمق استراتژیک و قدرت ژئوپلیتیک ایران رنگ می‌بازد، دیپلماسی واقعی متولد نخواهد شد.

این بن‌بست، ما را به سمت خطرناک‌ترین مرحله‌ی این رویارویی سوق می‌دهد: «جنگ زیرساختی فراگیر». در این مرحله، هدف نه پیروزی نظامی، بلکه فلج کردن جامعه و از کار انداختن شریان‌های زندگی مدرن است. این یک بازی با حاصل جمع منفی است که در آن پیروزی معنا ندارد و تنها درجات مختلفی از شکست وجود خواهد داشت. حملات متقابل به زیرساخت‌های انرژی، آب، و ارتباطات، کل منطقه را به ورطه‌ی یک هرج‌ومرج غیرقابل کنترل خواهد کشاند؛ وضعیتی که بازنده‌ی اصلی آن، ثبات و امنیت کل نظام بین‌الملل خواهد بود.

راهبردهای گذار از بحران:

۱. دکترین بازدارندگی جامع:

ایران باید از بازدارندگی صرفاً نظامی عبور کرده و یک دکترین بازدارندگی چندوجهی را تثبیت کند. این دکترین باید به روشنی برای دشمن تبیین کند که هرگونه حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران، نه لزوماً با پاسخی مشابه، بلکه با مجموعه‌ای از پاسخ‌های نامتقارن در حوزه‌های سایبری، اقتصادی، ژئوپلیتیکی و نیابتی مواجه خواهد شد که هزینه‌ی آن برای متجاوز و متحدانش به مراتب سنگین‌تر از دستاورد حمله اولیه باشد. هدف، ایجاد ابهام راهبردی و غیرقابل محاسبه کردن هزینه‌ها برای دشمن است.

۲. دیپلماسی فعال مبتنی بر مدیریت هزینه:

به موازات تقویت بازدارندگی، دستگاه دیپلماسی باید با فعال‌سازی ظرفیت‌های بین‌المللی (مانند کشورهای نگران از ثبات بازار انرژی و قدرت‌های نوظهور)، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی ماجراجویی آمریکا و اسرائیل را به شدت بالا ببرد. هدف، ایجاد یک ائتلاف نانوشته از ذی‌نفعان ثبات است که جبهه‌ی مقابل را نه با موعظه، بلکه با تحمیل هزینه‌های ملموس، از تشدید تنش منصرف سازد.

۳. ارتقای تاب‌آوری ملی هوشمند:

باید با یک برنامه‌ریزی ملی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر پدافند غیرعامل، تمرکززدایی از زیرساخت‌های حیاتی و ایجاد شبکه‌های جایگزین و پشتیبان در حوزه‌های انرژی، ارتباطات و حمل‌ونقل صورت گیرد. این اقدام، ضمن کاهش آسیب‌پذیری کشور، این پیام راهبردی را به دشمن مخابره می‌کند که استراتژی فرسایشی از طریق حملات زیرساختی، یک استراتژی شکست‌خورده و بی‌اثر است.

محمد آقائی

۶ اردیبهشت‌ ۱۴۰۵ (۸ ذی‌القعده ۱۴۴۷؛ ۲۶ آوریل ۲۰۲۶)

برچسب ها:

بازدارندگی نامتقارنتاب‌آوری ملیتنگه هرمزجنگ زیرساختیژئوپلیتیک

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

افق سوم افق سوم

افق سوم رسانه آگاهی و پیشرفت

افق سوم محملی برای ارائه راه‌حل‌های معطوف به مشکلات تاریخی ایران از جمله پیشرفت به شمار می‌رود. اولویت این رسانه ورود به حوزه‌هایی است که در رضایتمندی مردم از کیفیت زندگی نقش محوری دارند.

دسترسی سریع

  • صفحه نخست
  • نکته نوشت
  • پرونده ویژه
  • نگاه کارشناسان
  • اقتصاد
  • دفاعی و امنیتی
  • سیاست
  • فرهنگ
  • صوت و تصویر
  • بین الملل
  • ارتباط با ما
  • درباره ما

مجوز ها

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به رسانه افق سوم است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
طراحی سایت توسط بلوط وب