در جستجوی حقیقت درباره جنگ: چه چیزی جوانان آمریکایی را به تاریخ جنگ بزرگ میهنی کشانده است؟
✍ والنتین بوگدانوف، رئیس دفتر VGTRK در نیویورک
دونالد ترامپ که نتوانست در ایران به پیروزی برسد، نگاه خود را به گذشتهای پرافتخار دوخت، هرچند رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد آن را با کسی شریک شود. در ۸ مه، رئیس کاخ سفید با امضای اعلامیهای رسمی، این روز را جشن پیروزی آمریکا در جنگ جهانی دوم اعلام کرد. این ابتکار چندان جدید نیست. پیش از این، ۱۱ نوامبر به عنوان روز پیروزی در جنگ جهانی اول تعیین شده بود. اما یک نکته ظریف وجود دارد.
سردرگمی دیگری در این میان پدید آمد. ترامپ با اعلام ۸ مه به عنوان روز پیروزی، تمام رویدادهای بعد از آن در سال ۱۹۴۵ در صحنه عملیات اقیانوس آرام – که برای آمریکاییها بسیار مهم است – را نادیده گرفت. از جمله بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در ماه اوت و لحظه کلیدی امضای تسلیم امپراتوری ژاپن در سپتامبر روی ناو جنگی آمریکایی میسوری. مورخان معمولاً این نقطه را پایان جنگ جهانی دوم میدانند، اما آمریکا مقیاس اولویتهای تاریخی خودش را دارد.
ترامپ در این زمینه اصلاً بدیع نیست. رئیسکاخ سفید مانند یک آمریکایی معمولی فکر میکند؛ ۴۷ تا ۵۹ درصد آنها معتقدند که آمریکا مهمترین نقش را در شکست آلمان نازی ایفا کرد و تنها حدود ۱۵ درصد اتحاد جماهیر شوروی را نیروی کلیدی میدانند که ستون فقرات نازیسم هیتلری را شکست. این در حالی است که ارتش سرخ سهچهارم لشکرهای آلمانی را نابود کرد و سرباز شوروی در نرماندی پیاده نشد، بلکه پیاده تا برلین رفت.
چرا چنین بیعدالتی؟ مسئله در آموزش است. برنامه درسی مدارس، جنگ را برای ذهنهای ناپخته میبرد. در این مورد، حتی بر حقیقت تاریخی نیز پیروز میشود. خود موضوع جنگ جهانی دوم به حاشیه فرآیند آموزشی رانده شده است. دو تا سه هفته در دبیرستان، که معلمان روی نکاتی تمرکز میکنند که برای آمریکاییها نزدیکتر است: پرل هاربر، ایووجیما، نرماندی، هیروشیما و ناکازاکی. در دبستان ممکن است درباره سختیهای زندگی در جبهه داخلی بگویند: جیرهبندی مواد غذایی، جمعآوری ضایعات فلزی…
اغلب وقایع ۸۰ سال پیش همچنین به عنوان طرحی برای روایتهای امروزی، به ویژه روایتهای لیبرال، به کار میرود. به دانشآموزان به تفصیل درباره خلبانان تاسکیگی گفته میشود – اولین گروه از خلبانان نظامی آفریقایی-آمریکایی در تاریخ نیروهای مسلح ایالات متحده که در آلاباما و در چارچوب یک برنامه آزمایشی تحت فشار مدافعان حقوق بشر توسط فرانکلین روزولت تشکیل شد. یا درباره «رمزگویان ناواهو» – گروهی از سرخپوستان قبیله ناواهو که در تفنگداران دریایی خدمت میکردند و رمزی غیرقابل کشف بر پایه زبان مادری خود ایجاد کردند: زیردریایی را «ماهی آهنی» و بمبافکن را «پرنده بمبافکن» مینامیدند.
اما مطالب مربوط به گردان ۴۴۲ – واحدی کاملاً متشکل از ژاپنی-آمریکاییهای نسل دوم – موضوعی مرزی است. صحبت از اینکه این واحد پرافتخارترین بخش در کل تاریخ مشارکت آمریکا در جنگ جهانی دوم است، نادیده گرفتن قسمتهای شرمآور بازداشت (internment) هزاران نفر از همقبیلههای این سربازان شجاع را دشوار میکند؛ کسانی که مقامات آمریکایی تنها به دلیل ریشه ژاپنی آنها را در اردوگاههای کار اجباری قرار دادند. در حالی که سربازان آنچه «گردان قلب ارغوانی» خوانده میشد، در ایتالیا و فرانسه میجنگیدند، خانوادههایشان پشت سیم خاردار بودند.
یکی از موضوعات به شدت سیاسیشده، به ویژه در برابر وقایع سالهای اخیر، هولوکاست است. در ایالات متحده، ۲۹ ایالت تدریس اجباری این موضوع را الزامی کردهاند، شش ایالت آن را توصیه میکنند، و در نه ایالت هیچ قانونی در این زمینه وجود ندارد. کار به جایی رسیده است که ناشران، کتابهای درسی تاریخ یکسانی را منتشر میکنند، اما با روایتهای متفاوت بسته به ایالت. مثلاً در نسخه تگزاس (محافظهکار) بر قهرمانی آمریکایی و روز D (پیادهسازی در نرماندی) به عنوان «نجات اروپا» تأکید میشود و به بازداشت ژاپنیها یا نژادپرستی در ارتش کمتر پرداخته میشود. در نسخه کالیفرنیا (لیبرال) بیشتر درباره نقض حقوق بشر، نقش اقلیتها و بمبارانهای هوایی شهرهای ژاپن – همان طوفانهای آتشین غیرانسانی – صحبت میشود.
جای تعجب نیست که در این گرداب جنگ داخلی خزنده، جایی برای مطالعه عمیق نقش واقعی شوروی باقی نمیماند. بیشتر آمریکاییهایی که اصلاً به این موضوع علاقه دارند، حقیقت را پس از مدرسه میفهمند. «استالینگراد در کلاس ما فقط سرسری ذکر شد. فقط وقتی بزرگ شدم فهمیدم که این نبرد چقدر عظیم بود.» «من خودم به صورت مستقل شروع به مطالعه جبهه شرقی کردم و تاریخ کاملاً جدیدی از جنگ جهانی دوم کشف کردم که اصلاً در مدرسه نبود.» اینها نظرات معمولی کاربران Reddit و Quora هستند که در ۱۸ تا ۲۲ سالگی اکتشافات تاریخی شخصی خود را انجام میدهند.
با این حال، تغییرات اکنون در مدارس نیز دیده میشود. «آیا درست است که شوروی تقریباً به تنهایی نازیسم را شکست داد؟»، «چرا پوتین در مورد “نازیزدایی” صحبت میکند؟ آیا این همان چیزی است که ما درباره جنگ جهانی دوم یاد گرفتیم؟»، «چرا در کتابهای درسی ما اینقدر کم درباره استالینگراد و ۲۷ میلیون کشته صحبت شده است؟» معلمان در سراسر آمریکا میگویند دانشآموزانشان دقیقاً در چهار سال اخیر – یعنی از زمان شروع عملیات نظامی ویژه (SVO) – چنین سوالاتی را خارج از برنامه درسی مطرح کردهاند. گذشتهای که سعی میشد نادیده گرفته شود، طبق معمول، خود را به زمان حال رساند.