تاختوتاز «خانوم والده» با فرمول ابتذال در گیشه نامتوازن مهر
صدرنشینی «خانوم والده» در گیشه مهر ۱۴۰۵، همزمان با افت فروش سینماها، بار دیگر از عدم توازن در اکران و ناکامی سینمای ملی و خانوادهمحور در جذب مخاطب پرده برداشت. به گزارش افق سوم، در حالی هفته دوم...
صدرنشینی «خانوم والده» در گیشه مهر ۱۴۰۵، همزمان با افت فروش سینماها، بار دیگر از عدم توازن در اکران و ناکامی سینمای ملی و خانوادهمحور در جذب مخاطب پرده برداشت.
به گزارش افق سوم، در حالی هفته دوم مهر ماه را سپری میکنیم که گیشه سینمای ایران بیش از آنکه تصویری از تنوع تولیدات و سلیقههای مختلف مخاطبان باشد، به میدان یکهتازی یک کمدی تبدیل شد. فروش بالای «خانوم والده» به کارگردانی سهیل موفق و با بازی رضا عطاران، در کنار فاصله چشمگیر درآمد سایر فیلمهای روی پرده، بار دیگر از نامتوازن بودن مناسبات تولید، عرضه و تقاضا در سینمای ایران حکایت دارد.
بر اساس گزارشهای فروش هفته نخست مهر، درآمد سینماهای کشور در بازه سوم تا دهم مهر به حدود ۹۶ میلیارد تومان رسید که بیش از ۶۸ میلیارد تومان آن بهتنهایی متعلق به «خانوم والده» بود. به این ترتیب، این کمدی بیش از ۷۰ درصد درآمد هفتگی سینماها را به خود اختصاص داد؛ سهمی که نشان میدهد بخش عمده گردش مالی گیشه به موفقیت یک فیلم وابسته شده است.
در همین بازه، «اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا با حدود ۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان و «زندهشور» به کارگردانی کاظم دانشی با حدود ۶ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان در جایگاههای بعدی قرار گرفتند. فاصله فروش فیلم صدرنشین با دیگر آثار، تصویری روشن از تمرکز شدید درآمد در گیشه مهرماه ارائه میکند.
این وضعیت در آستانه دومین هفته مهر، پرسشی جدی را پیش روی مدیران فرهنگی و سینمایی قرار داده است: چرا از میان مجموعه فیلمهای در حال اکران، اثری که بخش مهمی از جذابیت خود را بر شوخیهای جنسیتی، زنپوشی و حضور یک بازیگر محبوب بنا کرده، چنین سهم بزرگی از بازار به دست آورده، اما دیگر تولیدات سینمایی از ایجاد رقابتی مؤثر در گیشه بازماندهاند؟
مسئله فقط موفقیت تجاری «خانوم والده» نیست؛ بلکه شکافی است که میان سیاستهای فرهنگی، کیفیت آثار، شیوه تبلیغات و نیازهای واقعی مخاطبان شکل گرفته است. شکافی که موجب شده سینمای ایران، با وجود برخورداری از ظرفیتهای متنوع موضوعی و ژانری، همچنان برای حفظ گردش مالی خود به چند الگوی محدود و تکراری متکی باشد.
«خانوم والده»؛ ابتذال در لباس کمدی و پاداش میلیاردی گیشه
«خانوم والده» با تکیه بر محبوبیت رضا عطاران و قرار دادن او در قالب یک شخصیت زن، توانسته بخش قابلتوجهی از مخاطبان علاقهمند به کمدی را به سالنهای سینما بکشاند. اما فروش بالای این فیلم، بحث درباره کیفیت محتوایی آن و نسبت چنین آثاری با سیاستهای فرهنگی سینمای ایران را نیز جدیتر کرده است.
ایده اصلی فیلم بر زنپوشی و خلق موقعیتهای طنز ناشی از آن استوار است؛ ایدهای که پیشتر در سینمای ایران نمونههای موفقتری از آن را در فیلمهایی مانند «آدمبرفی» و «خوابم میاد» دیدهایم. با این تفاوت که در «خانوم والده»، زنپوشی بهجای تبدیل شدن به ابزاری برای پیشبرد داستان یا پرداخت شخصیت، عمدتاً به دستاویزی برای تولید موقعیتهای کمیک و شوخی با کلیشههای جنسیتی تبدیل شده است.
از سکانسهای رقص و آواز گرفته تا حضور شخصیت اصلی در استخر و موقعیتهای مربوط به روابط خصوصی زن و مرد، فیلم بارها میکوشد از نمایش رفتارها و نشانههای زنانه خنده بگیرد. اصرار بر تکرار این موقعیتها، در کنار ضعف انسجام روایی، سبب شده جذابیت فیلم بیش از آنکه متکی بر داستانی منسجم باشد، بر مجموعهای از شوخیهای مستقل استوار شود.
مسئله زمانی جدیتر میشود که شخصیت مادر در فیلم زنی مذهبی با سبک زندگی مشخص است، اما تقابل میان هویت او و رفتارهای مردی که لباسش را پوشیده، به یکی از منابع اصلی تولید موقعیتهای طنز تبدیل میشود. این رویکرد، زمینه نقد فیلم از منظر بازنمایی زنان، کلیشههای جنسیتی و استفاده ابزاری از محدودیتهای نمایش در سینمای ایران را فراهم کرده است.
اکنون پرسش این است که چرا چنین فرمولی باید به یکی از موفقترین الگوهای اقتصادی گیشه تبدیل شود، در حالی که سینمای ایران برای تولید آثاری برخوردار از قصههای جذاب، مضامین ملی و قابلیت تماشای خانوادگی همچنان با چالش مواجه است.
هفته دفاع مقدس گذشت؛ سینمای ملی در حاشیه گیشه ماند
یکی از نکات قابلتوجه در عملکرد گیشه هفته نخست مهر، همزمانی آن با روزهای پایانی هفته دفاع مقدس است؛ مناسبتی که میتوانست فرصتی برای معرفی و نمایش آثار مرتبط با تاریخ معاصر، مقاومت، هویت ملی و همبستگی اجتماعی باشد.
با وجود این، فضای اقتصادی سینماها همچنان تحت تأثیر فروش کمدیهای پرفروش قرار گرفت و آثار ملی و تاریخی نتوانستند سهم قابلمقایسهای از درآمد گیشه به دست آورند.
البته این مسئله را نمیتوان صرفاً به سلیقه مخاطب نسبت داد. ضعف فیلمنامه، کمبود جذابیتهای روایی، تبلیغات نامناسب، محدودیت سانسهای نمایش و ضعف برنامهریزی برای اکران از جمله عواملی هستند که میتوانند توان رقابت فیلمهای ملی را کاهش دهند.
سینمای ملی زمانی میتواند در برابر کمدیهای تجاری قد علم کند که علاوه بر برخورداری از حمایتهای تولیدی، در کیفیت داستانپردازی، انتخاب بازیگران، شیوه معرفی و زمانبندی اکران نیز با مخاطب ارتباط برقرار کند. صرف پرداختن به موضوعی مهم یا برخورداری از حمایت نهادی، تضمینی برای موفقیت در گیشه نیست.
سهم اندک سینمای کودک و خانواده از بازار مهر
در کنار یکهتازی «خانوم والده»، افزایش تعداد فیلمهای کودک و نوجوان از دیگر ویژگیهای ترکیب اکران در آغاز مهرماه است. «سفید برفی» از اول مهر به نمایش درآمده و در کنار «سفینه نجات»، «نبرد با خرچنگ» و «سفر به لیمونیا» بخشی از ظرفیت اکران را در اختیار گرفته است.
با این حال، ورود این آثار هنوز نتوانسته معادلات گیشه را به نفع سینمای کودک و خانواده تغییر دهد. اگرچه «سفینه نجات» توانسته در میان فیلمهای پرفروش حضور داشته باشد، اما اختلاف درآمد آن با کمدی صدرنشین، از فاصله قابلتوجه این دو بخش بازار حکایت دارد.
همچنین «دانههای انگور» و «سرزمین فرشتهها» که از ۲۹ شهریور با تعداد محدودی سانس وارد چرخه نمایش شدند، فرصت چندانی برای رقابت با آثار پرفروش پیدا نکردهاند.
این وضعیت ضرورت بازنگری در سیاستهای اکران را دوچندان میکند. افزایش تعداد فیلمهای کودک و خانواده زمانی میتواند به تغییر معادلات گیشه منجر شود که با تبلیغات مناسب، سانسهای در دسترس، کیفیت مطلوب آثار و برنامهریزی متناسب با شرایط اقتصادی خانوادهها همراه باشد.
در آستانه هفته دوم مهر؛ آیا انحصار کمدیها شکسته میشود؟
سینمای ایران در حالی به استقبال دومین هفته مهرماه میرود که جدول فروش همچنان زیر سایه سنگین «خانوم والده» قرار دارد. فاصله چشمگیر این فیلم با دیگر آثار نشان میدهد صرف حضور ژانرهای متفاوت روی پرده، به معنای وجود رقابت مؤثر در بازار سینما نیست.
براساس برنامه اعلامشده، «بت» ساخته حمید نعمتالله، «بیدار» به کارگردانی حسین دوماری و «خواب» ساخته مانی مقدم بهترتیب برای اکران در ۱۵، ۲۲ و ۲۹ مهر در نظر گرفته شدهاند. ورود احتمالی این آثار در هفتههای آینده میتواند فرصت تازهای برای تغییر ترکیب گیشه فراهم کند.
با این حال، مسئله اساسی سینمای ایران فراتر از ورود یا خروج چند فیلم است. تا زمانی که سیاستهای تولید، تبلیغات و نمایش، امکان رقابت مؤثر را برای طیف متنوعی از آثار فراهم نکند، جایگزین شدن یک کمدی پرفروش با کمدی دیگر لزوماً به تغییر وضعیت منجر نخواهد شد.
گیشه نامتوازن مهرماه هشداری درباره آینده اقتصاد و مدیریت فرهنگی سینماست؛ اقتصادی که بخش بزرگی از گردش مالی آن به چند فیلم محدود وابسته شده و هنوز نتوانسته برای سلایق مختلف، از مخاطبان آثار ملی و اجتماعی تا خانوادهها و کودکان، انتخابهای متنوع و جذابی فراهم کند.
اگر قرار است سینما به سبد فرهنگی طیف گستردهتری از جامعه بازگردد، مدیران فرهنگی باید علاوه بر حمایت از تولید فیلمهای ملی و خانوادهمحور، برای ارتقای کیفیت آنها، اصلاح مناسبات اکران و تقویت تبلیغات نیز برنامه داشته باشند. در غیر این صورت، موفقیت میلیاردی آثاری مانند «خانوم والده» ممکن است همچنان بهعنوان نشانه رونق سینما معرفی شود، در حالی که تمرکز درآمد بر یک فیلم، مشکلات ساختاری بازار را پنهان کرده است.